هوش هیجانی بالا و پایین
هوش هیجانی بالا و پایین
اگر خودتان نمی دانید چه احساسی دارید،پس چه کسی می داند؟
آنچه در زیر فهرست می شود ، ویژگیهای عمومی افرائی با هوش هیجانی بالا و پایین است.بدیهی است که این مشخصات بسیار کلی هستند ، ولی در عین حال می توانند بعنوان راهنما مورد استفاده قرار گیرند.
یادداشت ژانویه ی 2000: لطفاٌ توجه داشته باشید که من از هنگام نوشتن این فصل در کتاب خود که در سال 1996منتشر شد،تعریف خود را از هوش هیجانی را به الگوی میر/سالوی/کارسو محدود کرده ام و کمتر از الگوی گولمن در کتاب سال 1995خود ارائه کرده است سود جسته ام.بنا بر این تا زمانی که تحقیق بیشتری در باره هوش هیجانی صورت نگرفته است ،لطفاّ این خطوط کلی را تنها بعنوان علا ئمی از سطوح بالا و پایین مهارت عاطفی تلقی کنید.
هوش هیجانی پایین
از آنجایی که عو ا طف منفی ، فقدان عواطف ،و ابراز غیر مسقیم عواطف همگی مسری هستند،اجتناب از افرادی از افرادی با هوش هیجانی پایین،که ممکن ویروس خود را به شما نیز سرایت دهنده،عملی هوشمندانه است. حضور این افراد در اطراف شما لطفی ندارد،و بی شک شما نمی خواهید عادت بد آنها را در پیش بگیرید.
در زیر خلاصه ای از مشخصات افرادی ارائه می شود که باید از آنها اجتناب کرد .این افراد کسانی هستند که:
· مسئولیت احساسات خود را به عهده نمی گیرند.
· نمی توانند جمله ای بسازن د که با عبارت"احساس می کنم..."شروع می شود .
· نمی توانند بگویند چرا چنین احساسی دارند .(به خصوص مواظب کسانی باشید که هنگامی که احساسلت خود را توضیح می دهند ،شمارا کانونحرف های خود قرار میدهند.)
· به شما حمله می کنند ، شما را مورد سر زنش قرار می دهند ،از شما انتقاد می نمایند، و نصیحتتان می کنند.
· صحبت شما را قطع می کنند و ارزشی برای شما قا ئل نیستند.
· برایتان سخنرانی می کنند.
· در موردتان قضاوت می کنند.
· شما را گناهکار می دانند.
· احساسات خود را بروز نمی دهند.
· در باره احساسات خود دروغ می گویند
· احساسات خود را به صورت مبالغه آمیز خیلی بزرگ یا خیلی کوچک بروز می دهند.
· می گذارند اتفاقی بیفتد بعد ناگهان بر می افروزند،یا در برابر مسائلی نسبتاً کوچک واکنش های تندی نشان می دهند.
· شخصیت مستحکمی ندارند.
· غبطه می خورند و حسا د ت می ورزند .
· دقیقاً به شما نمی گویند چه جایگاهی نزد آن ها دارید.
· اطلاعات را بروز نمی دهند.
· حضورشان ناراحت کننده است.
· به جای اینکه احساسات خود را بازگو کنند،با رفتار خود آن ها را به نمایش می گذارند.
· بازی در می آورند.
· بی احساس هستند .
· همدلی و همدردی ندارند .
· از نظر عاطفی در دسترس نیستند .
· امکان صمیمی شدن به شما نمی دهند.
· قبل از اینکه عملی انجام دهند ،احساسات شما را مد نظر قرار نمی دهند.
· قبل از اینکه عملی انجام دهند ،احساسات آینده خود را مد نظرنمی گیرنذد.
· خویشتندار نیستند.
· اعتراف به خطا یا اعلان آن و عذر خواهی به خاطرآن ها را دشوا ر و نا ممکن می دانند.
· هیچگاه اظهار ندامت نمی کنند.
· خود را قر بانیانی بی پناه می دانند.
· با گفتن جملاتی نظیر"مجبور بودم این کار را بکنم،انتظار داشتی چه کار بنم؟چاره ای نداشتم"مسئولیت را از گردن خود باز می کنند.
· اگر از آن ها انتقاد کنی به شما حمله مبی کنند.
· دنیا را عادل نمی دانند.
· اغلب احساس نا امیدی یا قربانی شدن می کنند.
· غالباً احساس بی کفایتی ، نا دانی،یا حما قت می کنند-یا می ترسند که مبا دا چنین جلوه کنند.
· یا بیش از حد به ظواهر اهمیت می دهند یا اینکه اصلاً به آن توجهی نمی کنند.
· یا اغلب شکایت می کنند یا وا نمود می کنند هیچ مشکلی وجود ندارد.
· برای بیان احساسلت خود نیا ز به کلمات توهین آمیز دارند.
· خود را در محدوده اعمالی که با عقل سلیم منا فات دارد محصور می کنند.
· به دنبال بر قراری ارتباط با جایگزین های دیگری از حیوانات خانگی گرفته تا گیا هان و موجودات خیالی ،هستند.
· بر اعتقادات خود پا فشاری می کنند.
· قادرند تمام جزئیاتی را که حتی مر بوط به سالیان پیش افراد دیگر است باز گو کنند ، ولی نمی توانند بگویند که خود هم اکنون چه احساسی دارند.
من در یافته ام که همه ما به راههایی متوسل می شویم تا از رویارویی با احساسات منفی و ناراحتی های خود بگذریم و آنها را فرا موش کنیم. بر خی اروشهای متدا ولی که افراد به این منظور در پیش می گیرند عبارت اند از:قضاوت در باره دیگران.بر چسب زدن به دیگران.رفتار به گونه ای که همواره حق با آن هاست.محکوم کردن دیگران.پنهان کردن ناراحتی های خود در پس عنوان های اجتماعی،مقام ،موقعیت ،شهرتو غیره.به حدا قل رساندن ناراحتیها و واحساسات منفی خود .انکار نا خشنودی،تنهایی ، خلاء، تر سر ها،خشم، و رنجش خود .توجه بسیار به کسی که از خودشان بدتر باشد.تلاش برای راضی کردن دیگرا ن با گفتن لطیفه .خندیدن به همه چیز ،تظاهر به همیشه خوشحال بودن.منحرف کردن ذهن خود با توسل به به مسئو لیت ها و اعتادیات متعد د ی نظیرکار،سر گرمی،ورزش، مذهب،مواد مخدر،و غیره.تجزیه و تحلیل مسا ئل و پرداخنت به بحث های روشنفکریه،ابراز اندیشه ها،و لی کتمان احساسات.رفتار به گونه ای که خیلی مطمئن جلوه می کنند و یا خود را بی مقدار می سازند.همسان شدن با پدیده های بیرونی ای نظیر ستارگان سینما ،ستارگان ورزش ،عضویت در باشگاهها ،احزاب سیاسی، و گروه های مذهبی.
از آنجایی که احساسات مسزی اند هر چه بیشتر بتوانید از افرادی که داری هوش هیجانی پایین هستند دوری کنید،احتمال خوشبختی اتان افزون تر می گردد.
هوش هیجانی با لا
فردی که از هوش هیجانی با لا بر خورداراست، علا وه بر اینکه علئم ذکر شده در بالا را از خود نشان نمی دهد ،
· احساسات خود را واضح و به شکل مستقیم بیان می کند.
· از ابراز احساسات خود بیمی ندارد.
· برده احساسات منفی نیست و احساساتی نظیر ترس،نگرانی،گناه ، شرم،دستپاچگی، اجبار،نا امیدی،یاس،ضعف،وابستگی،و قربانی شدن بر او مسلط نیستند.
· قادر به ایجاد ارتباط غیر کلامی است.
· در زندگی بر اساس آنچه احساساتش به او می گویندعمل می کند.
· احساسات را با تعقل،منطق،و واقعیات متعادل می سازد.
· احساس قدرت می کند.
· هر کاری را که خود می خواهد انجام می دهد.
· احساس نمی کند که مجبور به انجام دادن کاری شده است.
· به دیگران وا بستگی ندارد.
· دارای انگزه های درونی است.
· قدرت،ثروت،موقعیت اجتماعی،شهرت،و تائید دیگران به او انگیزه نمی دهند.
· از نظر احساسی انعطاف پذیر است.
· موفقیت را دست نیافتنی نمی داند.
· شکست در او آثار عمیق با قی نمی گذارد.
· به احساسات دیگران علاقه مند است.
· هنگامی که از احساسات سخن می گوید،راحت است.
· ترس و نگرانی مانع حرکت و پیشرفت وی نمشود.
· توانایی تشخیص احساسات پیچیده را دارد
هوش هیجانی-استیو هین-رویا کوچک اتنظار-مژگان موسوی-چاپ اول1384-ناشر تجسم خلاق